زمان چه می گوید؟

پاره ای لغت

راستش هدف ازنوشتن اين لغات اين بود كه ملاحظه شد مدتی است اين لغات قديمی ازحوزه محاورات وگفتگوهای روزمره مادارد خارج می شود لذا بنده وظيفه خود دانستم آنها رايادآوری كنم تا از بروز اين اتفاق
ناگوار جلوگيری كرده باشم:

ابن الوقت : فرزند وقت ،حالا وقت طاغوت باشد يا ياقوت. (البته اين ابن الوقت باابن الوقت مولوی تفاوت دارد)
چارچوله باز : زبان باز ، كسی كه می تواند حق راناحق وناحق را حق جلوه دهد
پخمه : بايك حرف عقب نشينی می كند و می فروشد خود و دیگران را
گوش د مشت : به هر راهی رفتن و بی اختيار رفتن
گاله زن : مزدور و نوكر ، پررو و پوست كلفت
گشتل : همان فله است ، بی مسئوليت
فله : بی شخصيت ، بی نظر ، لاقيد
نخاله : هرجايی ، بی محتوا
پالته : نادان خوش شانس
نوچه : بنده تسليم شده
اردل: نوكر ، مزدور







+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/09/22ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

شارلاتان

 

 

احتمالا همه شما با كلمه شارلاتان آشنايی داريد وحداقل چندباری به گوشتان خورده است. شارلاتان عبارت است ازفردياگروهی كه بدون داشتن قابليت ها وصلاحيت های انجام يك كاربااستفاده ازشيرتو شيری اوضاع وبی حالی ديگران خودرا ذی صلاح  جا می زنند و ازاين طريق منافعی كسب می كنند.

مثلا فرض كنيدفردی كه سوادش درحد پنجم ابتدايی است مطبی داير كند وبيماران راويزيت كند.فكرمی كنيدچه اتفاقی می افتد؟دراين جا دوحالت دارد .اگرجامعه اين قدر

شيرتوشيرباشد كه هركس بتواند با پوشيدن يك دست لباس سفيد ويك گوشی وچندتا چوب بستنی والبته داشتن دستخط خرچنگ قورباغه ای عنوان جناب دكتر رابرای خوديدك بكشد ومردم هم كلی ازطبابتش به به و چه چه بكنند ،خب معلوم است كه هيچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد ،نتيجه اش اين می شود كه آن شارلاتان محترم باخيال راحت به كارخودش ادامه می دهد ودهن مردم راهم سرويس می كند.

اما اگرجامعه پرسشگر باشد ودرآن هر كاری حساب وكتاب خودراداشته باشد ،به اين

راحتی كسی نمی تواند هر ادعايی داشته باشد وشارلاتان بازی دربياورد.

( اصولا سكوت وبی تفاوتی در برابر شارلاتان ها سبب تكثر وترويج اين جور آدم ها دراجتماع می شود. )

 شارلاتان ها همواره از آب گل آلود ماهی می گيرند .به خاطر همين است كه ثبات

عقيده ندارند .امروز يك چيزی می گويند وفردا عكس آن را اظهار می كنند .مهم آن است كه از آن طريق منافعشان جلب شود وبه نان ونوايی برسند . شارلاتان ها به خودشان زحمت نمی دهند تادرس بخوانند ويا مثل بقيه مردم كارپرمشقت داشته باشند. به خاطر همين است كه عمدتا آدم هاي بيسوادی هستند ولی دراجتماع ازصدتا آدم با سواد و تحصيل كرده جلوتر می زنند.

شارلاتان ها هميشه ازپشتيبانی وحمايت عده ای ساده لوح وچشم وگوش بسته برخوردارند .اين افراد پدرخوانده شارلاتان ها محسوب می شوند ،كارهای اوراتاييد

 می كنند ورفتار اورابه حساب زرنگی واستعداد درخشانش می گذارند .هراجتماعی كه بی حساب وكتاب باشد وافراد آن پرسشگر نباشند حاصلخيزترين زمينه برای پيدايش و رشد شارلاتان ها رادارد.

 (مصلحت انديشی به خاطر به دست آوردن يا حفظ منافع كوتاه مدت باعث خواهد گرديد كه سمبل ونماينده آن گروه به جای اين كه يك آدم درست وحسابی باشد يك آدم هفت خط وشارلاتان می شود. )

اگردريك جمعی شارلاتانی هست تقصيرش متوجه همه است كه اجازه چنين كاری

رابه شارلاتان می دهند .

سعی كنيم آدم حسابی راتقويت وحمايت كنيم تا شارلاتان ها اين قدر جولان ندهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

مبصر كلاس

 

كلاس تشكيل شده ازدانش آموزانی كه يك هدف مشترك را دنبال می كنند .

آنان برای رسيدن به اين هدف بزرگ بايستی امنيت داشته باشند . امنيت را

بايستی مديران ودست اندر كاران مدرسه وكلاس فراهم كنند .يكی از اين

مسئولين ومديران مبصر كلاس می باشد . او می خواهد حضور وغياب

نمايد وكلاس را در غياب معلم اداره كند .برای اين كار بزرگ بايد مبصری

را انتخاب كرد كه شجاع ،مدير و مدبر ومهربان باشد .من سال ها كه مدير

ومعاون بودم برای اين كار وقت گذاشتم .می توانستم فوری ويك شبه هم اين كار راانجام بدهم ولی گفتم آزمايش وخطا نشود ،گفتم :( درم ودوزم تا واموزم )

نشود .وقت گذاشتم .رايزنی كردم .مشورت نمودم  وبعد در يك فضای بازبه

رای گيری مبصر را از ميان چند نفر انتخاب می كردم .گمان می كنم اين نسخه ی بدی نباشد برای انتخاب مديران ومسئولين هر شهر وديار.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

روايتی ديگر ازحكايت روباه وزاغ

 

روزی زاغكی قالب پنير می بيند،سپس به دهن بر می گيرد و زود می پرد وبر شاخه درختی می نشيند .روباه مكاری كه اتقاقا ازاون نزديكی ها می گذشت،زاغك را می بيند ومی گويد:به به چه سری،چه دمی،عجب پايی!!!

زاغك بعد ازاين كه حرف های روباه را می شنود ،پنير را به گوشه درخت می گذارد ومی گويد:روباه جان كور خوندی.مااين درس رو تو كتاب فارسی كلاس دوم دبستان خونديم ديگه ازاون خبرها نيست .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

 

پشگل

 

 

يكی از پديده های بی نظير جهان طبيعت پشگل است .هنگامی كه يك گوسفند يابزغاله علف يا پوست هندوانه می خورد ،يكسری واكنشهايی دردل و روده اش انجام می شود كه عصاره آن ماده گلوله ای شكلی است كه دانشمندان اين ماده ی غنی شده را پشگل می نامند.

پشگل حيوانی فوايدی دارد كه ازمهمترين آنها تقويت ريشه گياهان ونباتات است،كه معمولا مقداری ازاين ماده گياهی را پای گلدانها می ريزند .پشگل حيوانی ارزش غذايی هم دارد .البته نه برای مابلكه برای حشرات ومورچه ها. كاربردديگرپشگل حيوانی استفاده به عنوان مواد سوختنی است كه هنوز هم درروستاهای دورافتاده ازبسته های فشرده شده پشگل برای گرم كردن بخاری ياباقراردادن درزير ديگ پلو ازاين ماده حياتی استفاده می شود.

وامانوع ديگرپشگل،پشگل انسانی است .پشگل انسانی به آن دسته انسان ها اطلاق می شود كه درجامعه ارزش پشگل رادارند .اين پشگل ها هم همان فوايد رادارند .يعنی اولا به عنوان كود برای تقويت ريشه های قدرت و زور مورد استفاده قرار می گيرند.هرجاكه گلدانی از زور واستبداد است از قبل يك مشت ازاين

پشگل ها راپای آن ريخته اند.

اين پشگل هادرهمه جوامع ودرهمه زمانه ها هستند وبوده اند  .آن ها باتجمع

خويش پای درخت قدرت وظيفه شان راانجام می دهند ومثل پشگل به مرور زمان درخاك تجزيه ونابود می شوند.

اين ها نيز هميشه بازنده واقعی تاريخ هستند.

پشگل انسانی ارزش غذايی هم دارد البته نه برای من وشما ،بلكه برای اربابان زر وزور وتزوير.

حشرات موذی اين خانه وكاشانه راترك نمی كنند زيرا ازهمين پشگل ها به راحتی تغذيه می كنند.

پشگل انسانی به عنوان سوخت هم مورداستفاده قرار می گيرد ومحفل بسياری از زراندوزان راگرم می كند .

اين پشگل ها انرژی زا وگرمابخش محافل کذایی هستند،خود خاكستر می شوند بدون اينكه چيزی ازآن ديگ راچشيده باشند .

 

پشگل نوع اول رابايد قدرشناخت وپشگل نوع دوم رابايد آگاه كرد.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

گوش دمشت

  

گوش دمشتی بد دردی است .

يك گوشت دمشت مجبور است كه به هر راه وروشی كه ارباب خواست ولو خلاف قانون ومرام باشد برود.

ارباب راچه كنم كه او هم خود گوش دمشت است كه گوش دمشتی رادوست دارد وترويج می دهد.گوش دمشت اختياری ازخود ندارد .

بادكنكی است.سلامش می كنی، می گويد:ها .......

٭٭٭     (تاكيد بر اين است كه از گوش دمشت ها وپالته ها فاصله بگيريم٬           ولی چه كنيم كه اين قوم كم نيستند .)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

متانت

 

دردورانی كه در دانشسرای تربيت معلم شيراز بودم استادی داشتيم اهل شعر وادب,  بسياری از حرفهايش دردل وروح ماچنان نقش بسته كه هيچ گاه فراموش نخواهند شد .

اومی گفت:بعضی افراد بدون ظرفيت،بدون محتوی وبدون جنبه هستند كه به محض دريافت كوچكترين امكانات مادی ياغيره سروصدای بيش ازحد متعارف توليد می كنند.درمقابل بعضی افراد هم هستند بسيارباظرفيت ومتين كه باوجود امكانات وتوانايی های زياد هيچ ادعايی ندارند وساكت وآرام به كار خود ادامه می دهند.

می گفت:تا به حال كاروان الاغ وقاطرهايی كه بارشان كاه است واز كوچه وخيابانی عبور كرده اند را ديده ايد؟

صدای زنگوله بسته شده زيرگردن الاغ ها آن چنان جرينگ وجرينگ می كند كه ازچندفرسخی شنيده می شود.

همه اهالی كوچه می فهمند كه چندتا الاغ دارند ازكوچه عبور

می كنند .

سروصدا زياد است ولی ارزش بار ناچيز .

حالا فرض كنيد يك نفر هم ازهمان كوچه عبور می كند ولی متين وباوقار ،درحالی كه دستش راتوی جيبش كرده واز آنجا می گذرد

كسی نمی داند نگين ارزشمند اوعقيق است يا فيروزه،ياقوت است يا الماس.

بدون ادعادارد كار خودش را می كند وسروصدايی هم ندارد.

به طوركلی رابطه مستقيمی است بين محتوا نداشتن وسروصدا ايجاد كردن.

هرچقدر فرد بی محتوا باشد سروصدايش بيشتر است وهرچه فرد بامحتوا باشد متانتش افزونتر.

دقيقا مثل طبل توخالی ٬ علت اين كه طبل سر وصدا دارد اين است كه داخلش خالی است ومحتوايی ندارد، ولی اگرهمين طبل راكاملا پركنيم ديگر صدايی ندارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

 

 

 

 

شورای شهر

 

وظايف شورای شهرنه شورای شهرداری در قانون آمده گمان می كنم اجرای قانون، احترام به قانون در اين قسمت هم بد نباشد چون اگر در قسمتی قانون شكنی شد مطمئنا دری باز می شود برای قانون شكنی در قسمت های ديگر.

خوب حالا اصل يا اهم وظيفه شورا حفظ استقلال وآزادی در وظيفه شورایی است.

اگر استقلال شورا خدشه دار بشود ديگر هيچی از شورا باقی نمی ماند .

استقلال يعنی خود وغير استقلال يعنی ديگران .

بزرگترين دهن كجی ومعامله با رای مردم همين عدم استقلال شورا است .

شورا می خواهد شهرداری را انتخاب كند اين حق اوست واين حق را مردم به او

داده اند.

بله مردم ،حالا فكر كنيد كه من يا او می خواهيم با دخالت شهرداری را به اين

عزيزان تحميل كنيم و خود شورا هم سست بشود يعنی آرام آرام به سوی بله

قربان برود .حالا اسمش را هم بگذارد تعامل وهمياری .اين يعنی ناديده گرفتن

رای مردم ،هزينه انتخابات واز طرفی اين نهاد مقدس كه نشانی است از اصل  دموكراسی را با خود آگاهی قلع وقمع كرده.

حالا فكر كنيد استقلال حفظ شد ،آزادی رای شورا به وجود آمد ،شهرداری مستقل

تعيين گرديد،اين شهردار چندين معاون تعيين می كند كه باز مستقل بوده اينان كار

می كنند وخود بيلان كار می دهند .سكوت نمی كنند تا ديگران بقاپانند .بيلان كار

آنها ولحن سخن اين شورا وشهردار ومعا ونين مستقل اصلاح می شود به اينكه

مردم از پولی كه موقع اخذ پروانه ساخت از شما گرفتيم وهمچنين پول عمران

سهميه دولت  داريم برای شما آسفالت جدول وپارك درست می كنيم و

اين هديه وصدقه نيست ،بماند كه بخشی از كار هم طرح ملی است وچه ما باشيم وچه نباشيم اين كارهای ملی به وجود می آيد مثل سد كرخه ويا راه آهن انديمشك.

بخوان مسير اين شورا وشهردار مستقل وآزاد را در اجرای وظايف خود.

 

 

   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

خوب وبد آنی

---------------

چه آدم خوبی هستی ،به من رای می دهی.

عجب آدمی هستی ،كجای آب وبرق گران است؟

چه آدم خوبی هستی برايم تبليغ كن.

عجب آدمی هستی كجا روزنامه ها آزاد نيستند ؟

چه آدم خوبی هستی،ديدمت درراهپيمايی.

عجب آدمی هستی ،كجای راديو وتلويزيون سانسور است ؟

چه آدم خوبی هستی ،حتی ويديو هم نداری.

عجب آدمی هستی ،كجا بعضی ها يك ميليون تومان حقوق می گيرند ؟

چه آدم خوبی هستی ،امتياز شركت رابرايم گرفتی.

عجب آدمی هستی كجا پارتی بازی هست ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  | 

 

حق رأی

دموكراسی به عنوان شيوه زندگی سياسی مدرن بر مبانی واصولی استواراست. يكی ازاين اصول

كه آن را جوهر دموكراسی هم می دانند برابری است. منظور از برابری در دمو كراسی اين است

كه افراد ،گروهها وطبقات مردم نسبت به يكديگر از لحاظ حكومت كردن برتری وامتياز ندارند .

حق حكومت برای هميشه به هيچ فرد يا گروهی واگذار نشده وهيچ گروهی نمی تواند به عنوان برتری ذاتی يا فكری بر ديگران حكومت كند.

مشروعيت قدرت تنها بر رضايت مردم از حكومت مبتنی است . در دموكراسی فرض بر اين است كه مردم نه به حكم ترس واجبار بلكه ازروی رضايت از حكومت پيروی می كنند وابزارهائی برای ابراز اين رضايت مردم تامين شده است .

در يك حكومت دموكراسی به موجب اصل حاكميت مردم، تنها منبع مشروعيت قدرت حكومت، اراده مردم است كه می تواند رضايت يا عدم رضايت خود را از حاكمان ومسئولان حكومت اعلام دارند. ومجاری خاصی نيز برای اعلام نظر مردم در اين خصوص وجود دارد . در دموكراسی ها

همه مردم قطع نظر از هويت های قومی ،مذهبی ،طبقاتی ويا گرايش های سياسی از حقوق طبيعی 

مدنی وسياسی بر خوردارند .

يكی از ابزار های اعلام رضايت يا عدم رضايت كه مهم ترين آن ها هم می با شد حق را ی است.

مردم درحكومت های دموكراسی ازاين طريق علاوه بر اعطای نمايندگی ووكالت دادن به افراد

موردنظر خود به طور غير مستقيم بركارها ودر برنامه ها دخالت می كنند واز اين طريق خود

مردم كارها را به دست می گيرند.

علا وه بر اين با رای دادن يا ندادن رضايت يا عدم رضايت خود را ازيك فرد، يك مسئول ،حاكم

 ويا يك جريان وفرايند اعلام می دارند.

مهم ترين حقوق مدنی وسياسی در دمو كراسی های امروز حق رای است.

حق رای چهار ويژگی اساسی دارد كه رعايت نكردن يكی از اين چهار اصل به معنای خدشه

وارد ساختن  وضايع كردن اين حق از مردم می باشد كه در حكومت های دموكراسی برای مردم

 پيش بينی شده است .

حق رای چهار ويژگی اساسی دارد كه رعايت نكردن يكی از اين چهار اصل به معنای خدشه

وارد ساختن وضايع كردن اين حق از مردم می باشد كه در حكومت های دموكراسی برای مردم پيش بينی شده است .

 اين چهار ويژگی اساسی عبارتند از:

١.عمومی بودن :منظور از عمومی بودن حق رای آن است كه همه شهروندان يك كشور

    قطع نظر از قوميت ،جنسيت ،زبان ،مذهب،سواد،مالكيت،موقعيت طبقاتی ،عقايد سياسی،       ايدولوژی وجزآن حق رای دارند .

٢.اصل برابری:منظور از اصل برابری در حق رای اين است كه ارزش آزادی افراد برابراست 

 وبه سخن ديگر نمی توان آرای مردم را بر اساس اهميت اقتصادی ،عقيدتی ،نژادی ،طبقاتی        و...  سنجيد وميان آنها تفاوت قايل شد وبهای بيشتر يا كمتری به آنها داد .

۳.اصل مخفی بودن: بر اساس اصل مخفی بودن رای افراد به صورت مخفی بدون اطلاع   اشخاص  ديگر وبدون امضاء يا علا مت خاصی به صندوق انداخته می شود .

۴. اصل مستقيم بودن :اين است كه رای دهندگان خودشان نمايندگان خويش را بر می گزينند نه

این كه بی توجه به آرای ايشان كسانی را به صورت غير مستقيم به عنوان نمايندگان آنان    انتخاب كنند.

 

 **************************************************

                 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/09/20ساعت   توسط شهاوند زمان  |